السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
211
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
و هيچ علتى براى اختصاص دادن آن به قرائتهاى هفتگانه و دهگانه وجود ندارد و اساسا - چنان كه توضيح خواهيم داد - قبل از قرن سوم از اين اصطلاحات و اختصاصها خبرى نبود و اين اصطلاحات بعدا به وجود آمده و قرائتها به هفت قرائت معروف و منحصر گرديده است . روى اين اصل يا بايد همهء قرائتهاى هفتگانه و دهگانه و غير آنها را متواتر بدانيم و يا هيچيك از آنها را متواتر ندانيم . نظريه اول و عقيدهء به تواتر تمام قرائتها مسلما باطل است ، پس بايد نظريه دوم را قبول نمود و هيچيك از قرائتها را متواتر ندانست . 3 - مىگويند : متواتر نبودن قرائتهاى هفتگانه مستلزم متواتر نبودن خود قرآن است و چون متواتر نبودن خود قرآن باطل است ، متواتر نبودن قرائتهاى هفتگانه نيز باطل خواهد بود و علت تلازم اين است كه متن قرآن به وسيلهء همان قاريان معروف و حافظان مشهور به ما رسيده است و اگر قرائت آنان متواتر باشد ، قرآن نيز متواتر است و اگر ترديدى در قرائت آنان باشد ، تواتر قرآن نيز مورد ترديد خواهد بود ، بنابراين ، چارهاى نداريم جز اين كه متواتر بودن قرائتها را بپذيريم . مؤلف : اولا در ميان متواتر بودن خود قرآن و قرائت آن هيچ ملازمهاى نيست زيرا وجود اختلاف در قرائت يك كلمه منافاتى با وجود اتفاق بر اصل آن كلمه ندارد ، از اينجاست كه مثلا راويان و ناقلين اشعار و قصايد ( 1 ) - « متنبى » با اين كه در بعضى الفاظ يك قصيده اختلاف نظر دارند ولى اين اختلاف كوچكترين لطمهاى بر تواتر آن قصيده نمىزند و كسى در انتساب آن اشعار به « متنبى » ترديد نمىكند و همچنين اختلاف در خصوصيات هجرت پيامبر ، بر تواتر قضيهء هجرت ضرر نمىرساند ، ثانيا : آن چه كه دربارهء قرآن به وسيلهء قراء به ما رسيده است ، خصوصيات قرائت آنهاست و اما خود قرآن به وسيلهء تواترى كه در ميان تمام مسلمانان وجود داشته ، به ما رسيده است كه همهء مسلمانان در تمام دورانها دست به دست نقل نموده ، به وسيلهء نوشتن و حفظ نمودن از آن نگهدارى كردهاند و اما قاريان در نقل نمودن خود قرآن كوچكترين اثرى نداشتهاند . از اينجاست كه اگر فرض كنيم ، اصلا قاريان هفتگانه و دهگانه وجود نداشتند ، بازهم تواتر در خود قرآن ثابت بود ، بود و نبود آنان كوچكترين تأثيرى در اين مسئله نداشت و قرآن بالاتر از اين است كه به وجود افراد معدودى متوقف بوده و صحت آن داير مدار نقل چند نفر انگشتشمار باشد . 4 - مىگويند : اگر قرائتها متواتر نباشد ، قسمتى از قرآن مانند « ملك » و « مالك » و مانند آنها متواتر نخواهد بود زيرا صحيح دانستن يكى از اين دو قرائت و رد ديگرى ادعايى است بدون دليل ،